محمدحسين ناصر الشريعه

133

تاريخ قم ( فارسى )

نعمت‌هاى ما شريكيد و شما را در آن حق و نصيب است . ما سخن غمازان و تمامان در حق شما قبول نكنيم و بر دشمنان تيغ و شمشير باشيم و ما و شما بدين عهود و مواثيق و شروط و پيمان به پسران خود وصيت كنيم و به حق سبحانه و تعالى اميدواريم كه كارها به نظام شود و صنع جميلش در حق ما به اتمام رسد و اين شروط و عهود كه بر زبان رانديم محقق گرداند و از قول به فعل آيد و هو حسبنا و نعم الوكيل . پس خربنداد بر ايشان بسى دعا كرد و تحسين و آفرين نمود و بقيهء روز به لهو و لعب و خرمى و شادى بگذرانيدند و به آخر آوردند . پس عبد اللّه و احوص به منزل و مقام خود باز رفتند . و چنين گويند كه كنيزكى از آن خربنداد خواب ديد كه او در باغى بزرگ بود و ديوارهاى آن باغ بيفتاده و جمعى در آن باغ بودند و ديوارهاى باغ را مىنهادند و عمارت مىكردند و در ميانهء آن باغ دو سرو بزرگ بود و بر زمين افتاده بودند و از بيخ آن هر دو سرو شاخ‌هاى بسيار سبز و تازه شده بودند ، پس آن‌جا ريه در خواب از آن جماعت كه آن‌جا حاضر بودند پرسيد كه چون است كه اين هر دو سرو افتاده‌اند و از اصول ايشان اين شاخهاى سبز تازه برآمده‌اند چه سرو در ناحيت ما چون خشك شود ديگرباره سبز نگردد ؟ يكى از حاضران آن كنيزك را گفت كه تو راست مىگويى و ليكن اين باغ كه تو مىبينى با اين هر دو سرو از زمين عرب است . پس آن كنيزك از خواب درآمد و اين خواب بر خربنداد عرضه كرد ، خربنداد تعبير كرد و گفت اما باغ آشيانه و منزل و مأواى اين جماعت عرب است و آن هر دو سرو عبد اللّه و احوص‌اند و شاخ‌ها كه از اصول اين هر دو سرو برآمده‌اند اعقاب عبد اللّه و احوص‌اند از پس ايشان . و خربنداد بدانست كه اين قوم را زود باشد كه دولتى و شأنى عظيم باديد آيد . پس خلوت ساخت با عبد اللّه و احوص و آن خواب با ايشان بازگفت و از بهر ايشان تعبير آن بيان كرد و به غايت خرم و شادمانه شدند و بسيارى حمد و شكر بارى عز اسمه بر آن بگفتند و از خربنداد تتمه كفايت و معيشت درخواه كردند . پس خربنداد و يزدان فادار و وجوه و اشراف آن ناحيت از عبد اللّه و احوص درخواه كردند كه ميانه ايشان كتابتى و عهدنامه‌اى باشد مشتمل به وفاى عمود و محافظت يكديگر در نفس و مال و با يكديگر مصادقت و راست‌گفتارى شعار كردن . پس عبد اللّه و احوص حباب را گفتند تا اين كتاب و عهدنامه بنويسد و حباب بنوشت و از طرفين تأكيد و تشديد در آن ياد كرد و همه خطهاى خود در آن ثبت كردند و به انگشترى سعد بن ملك مهر كردند .